پایان مالیات گریزى

دولت ها گاه با اتخاذ برخی سیاست های حمایتی مالیاتی و معافیت های مالیاتی، راه فرار مالیاتی را باز می کنند. همچنین با اعطای معافیت های مالیاتی ، گروهی از پرداخت مالیات معاف می شوند و این امر به کاهش درآمدهای مالیاتی دولت منجر می شود. بنابراین، اگر اعطای معافیت ها با دقت لازم انجام نشود، دولت برای کسب درآمد مالیاتی موردنظر، فشار سنگینی را بر گروه های دیگر جامعه وارد می کند. یعنی برای جبران بخش خالی کاسه درآمد مالیاتی، میزان نرخهای مالیاتی بیشتری بر گروه هایی که از معافیت های مالیاتی بهره مند نیستند، تحمیل خواهد شد. بی تردید اعطای معافیت های مالیاتی گسترده، به ناکارایی نظام مالیاتی و ضعف نظام اجرایی مالیاتی منجر می شو د .

فراریااجتناب؟

تمایز مفهومی بین فرار مالیاتی و اجتناب از پرداخت مالیات به قانونی یا غیرقانونی بودن رفتار مؤدیان مربوط می شود. فرار مالیاتی یک نوع تخلف از قانون است، اما اجتناب از مالیات یک نوع سوء استفاده رسمی از قوانین مالیاتی است. وقتی که یک مؤدی مالیاتی از ارائه گزارش درست درمورد درآمدهای حاصل از کار یا سرمایه خود که مشمول پرداخت مالیات می شود، امتناع می کند، یک نوع عمل غیررسمی انجام می دهد که او را از چشم مقامات دولتی و مالیاتی کشور دور نگه می دارد. اما در اجتناب از مالیات، فرد نگران نیست که عمل او افشا شود. اجتناب از مالیات، از خلاءهای قانونی در قانون مالیات ها نشات می گیرد؛ در اینجا فرد به منظور کاهش قابلیت پرداخت مالیات، خود دنبال راه های گریز می گردد.

در اجتناب از مالیات، مؤدی مالیاتی دلیلی ندارد نگران احتمال افشا شدن باشد چر اکه او الزاماً تمامی مبادلات خود را با جزئیات آن البته به شکل غیر واقعی، یادداشت و ثبت می کند.

 

دلایل ایجاد یا اجتناب مالیاتی به شرح زیر است:

-1 پیچیدگیوابهامدرقوانینومقرراتمالیاتی

یکی از مهمترین عوامل موثر در تضعیف و عدم اثربخشی سیاست های مالیاتی، پیچیدگی و ابهام در قوانین و مقررات مالیاتی است. این مساله به تنهایی به کارایی اجرایی سیاست های مالیاتی صدمه وارد می کند. اصولاً چون قوانین برای استفاده عموم مردم وضع می شود و از طرفی میزان درک و فهم مردم تفاوت های زیادی با هم دارد، قوانین پیچیده قابل درک و فهم برای عموم نیست و زمینه تفسیرهای سلیقه ای و غلط برای سوءاستفاده کنندگان فراهم می شود.

-2 ناآگاهیوبه روزنبودناطلاعاتمدیرانارشدمالیاتی

متاسفانه امروز باوجود رشد سریع مهارت ها از طریق سیستم های اطلاعاتی بین المللی از قبیل اینترنت و... بیشتر مدیران فاقد اطلاع از قوانین و استاندارد های حسابداری و حسابرسی هستند و اطلاعات آنها در حدود و زمان تحصیل شان خلاصه می شود، تحلیل فرآیندهای نظام مالیاتی از اظهار تا پرداخت در یک سیستم مالیاتی، زمانی مفید و ممکن است که اطلاعات بهنگام باشد و به درستی در مجاری صحیح قرار گیرد. اگر سازمان مالیاتی با اطلاعات ناقص مواجه شود، باید در سیستم اطلاعاتی و ممیزی خود تجدیدنظر کرده، آن را دگرگون سازد.

-3 بی توجهیبهمنابعانسانیکارآمد

در حال حاضر اغلب فرآیندها از دیدگاه درونی سازمان مالیاتی طراحی می شود و راحتی مؤدیان کمتر مورد توجه قرار می گیرد این امر موجب دلسردی مؤدیان و انگیزه اندک آنان برای تمکین از مقررات مالیاتی می شو د .

همانطور که کارمندان در موقعیت های مختلف، متناسب با مهارت و تجربه خود، حقوق دریافت کرده باید در ازای کارها و شیوه های جدیدی که در کار خود ارائه می دهند نیز پاداش دریافت کنند. اگر این سیاست ها به اجرا درنیاید، کارمندان به سکون و یکنواختی (روزمرگی) دچار شده، اغلب انگیزه کار درست را از دست می دهند و عدم رضایت شغلی در آنها آشکار می شود.

-4 گسترشنیافتنفرهنگمالیاتیدرجامعه

بررسی های مختلف نشان می دهد بیشتر مردم نمی دانند چرا مالیات می دهند. شایع ترین زمینه های پیدایش فرار مالیاتی عدم گسترش فرهنگ مالیاتی در جامعه است. فرهنگ مالیاتی، مجموعه ای از طرز تلقی، بینش و عکس العمل افراد در برابر نظام مالیاتی است. به عبارت دیگر طرز تلقی، بینش، برداشت، آرمان ها، ارزش های اجتماعی، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی، ازجمله عواملی هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می دهند.

فقدان آموزش مؤدیان مالیاتی درباره تخصیص صحیح منابع مالیاتی دولت، موجب نارضایتی بیشتر و عدم تمایل آنان به پرداخت مالیات می شو د .

-5 نبودسیستمپاداشوتنبیهمتناسبباعملکردمؤدیان

مؤدیان مالیاتی عموماً به دو دسته تقسیم می شوند: مؤدیان قانون مدار و مؤدیان خلافکار.

مؤدیان قانون مدار آنهایی هستند که مطابق قانون و به نسبت سهم خود، مالیات پرداخت می کنند و عموماً مشکلی برای سازمان امور مالیاتی به وجود نمی آورند، این نوع مؤدیان اغلب تمکین و از ایجاد هزینه و مشکل برای سازمان پرهیز می کنند، به همین علت سازمان مالیاتی نیز از این نوع مؤدیان ابراز رضایت می کند اغلب سعی می شود این نوع مؤدیان باقی بمانند یا بر تعداد آنها افزوده شود.

اما درمورد دیگر مؤدیان خلافکار بحث و سخن بسیار است و سازمان امور مالیاتی سعی می کند با انواع سیاست ها، آنها را وادار به پرداخت مالیات کند. مؤدیانی خلافکار محسوب می شوند که مالیات های معوق را به دستگاه مالیاتی تحمیل می کنند که همین موضوع یکی از گلوگاه های نظام مالیاتی ایران است.

عدمرعایتاصولتعیینمالیات

متاسفانه یکی از مهمترین موانع وصول مالیات رعایت نشدن اصول تعیین مالیات است. بنا بر اصل بهای خدمات، مالیات باید معادل بهای خدماتی باشد که دولت و دستگاه حکومت برای هر شخص انجام می دهد و با توجه به این اصل مالیات هر فرد باید متناسب با قدرت پرداخت او تعیین شود و درجه ثروتمندی و میزان درآمد اشخاص ملاک تشخیص مالیات آنان باشد .

نبودسیستم هایاطلاعاتیازوضعیتاقتصادیروزجامعه

امروزه اطلاعات هم به عنوان یک منبع مهم استراتژیک در سازمان و هم به عنوان یک منبع عمده برای ارز ش افزوده مطرح است. اطلاعات همواره به عنوان یک مزیت رقابتی قلمداد شده است. دستیابی به اطلاعات مربوط به فعالیت های گوناگون سازمان از جنبه های مختلف می تواند بر عملکرد کلی آن اثرگذار باشد.

 

راه کارهای بهبود روشهای عملیاتی اخذ مالیات :

-1 تدوینقوانینسهلوقابل فهمبرایمؤدیان

به منظور تضمین اثربخشی دستگاه مالیاتی در گام نخست باید قوانین و مقررات مالیاتی و حسابداری به طور جامع تعریف و تضمین شود. برای رویه ها و قوانین جدید باید مجوزهای جدید اخذ شده تا در مجمع القوانین کشوری و آیین نامه های مالیاتی ثبت شود. تغییرات قوانین مالیاتی به شدت به استانداردهای نوین حسابداری وابسته است. به عبارت دیگر باید مقررات مربوط به مؤدیان در نگهداری دفاتر، فاکتورها و چگونگی ارائه آنها به سازمان

مالیاتی به صورت شفاف تبیین شود. درنهایت برای پیاده کردن اصلاحات باید حمایت حاکمیت و آحاد مردم جلب شود.

-2 استفادهازمدیراناقتصادیجامعه

اصولا کارکنان سازمانها انگیز های برای مطالعه ندارند، چون نمی توانند ارتباط معناداری بین فعالیت های اداری و مطالعه تخصصی بیابند. یعنی اینکه امور در سازمان به صورت سنتی و عادت انجام می پذیرد نه به صورت علمی. روانشناسان اعتقاد دارند برای اینکه رفتاری بروز کند باید حتما نیازی در فرد ایجاد شده باشد تا کارکنان احساس نیاز به داشتن مطالب علمی جدید در خود حس نکنند و با همین میزان دانش و اطلاعات فعلی بتوانند امور اداری روزمره را انجام دهند، دیگر فرهنگ مطالعه شکل نمی گیرد. از این رو استفاده از مدیران اقتصادی جامعه به عنوان مشاور در سطح مدیران ارشد و تا حدودی مدیران میانی باعث ارتقای سطح علمی مدیران و آگاهی از مسائل روز می شود.

برای مثال امروزه اکثر سیستم های حسابداری به صورت نرم افزاری و با اشکال گوناگون در بازار موجود است، ولی درعمل اکثر مدیران و حتی کارکنان، قدرت کار با رایانه را ندارند و معمولاً در رسیدگی های مالیاتی این ضعف سیستم باعث اختلاف هایی بین مؤدیان و ادارات امور مالیاتی شده و خود باعث عدم اعتماد مردم به سیستم مالیاتی می شود .

-3 گسترشفرهنگمالیاتیدرمیانمردم

ازجمله وظایف مدیریت مالیاتی، آگاهی رساندن به مؤدیان برای سهولت بیشتر کار و مطلع کردن مردم از قوانین، آیین نامه ها، بخشنامه ها و تصمیمات سازمان است. این امر به طور نظام مند از فرار مالیاتی اجتناب از مالیات کاسته و باعث خود به خودی افزایش تمکین مالیاتی می شود. ایجاد سایت اینترنتی، انتشار روزنامه یا مجله تخصصی در زمینه مالیات، ایجاد پایگاه های مشاوره در سراسر کشور، برنامه هفتگی رادیو و تلویزیون، ایجاد بانک های مختلف اطلاعاتی و... می تواند باعث اعتماد مؤدیان به سازمان مالیاتی شود .

دولت نیز با اتخاذ برنامه هایى باید به این سمت برود که فرهنگ سازى در زمینه پرداخت مالیات و اینکه این کار یک وظیفه ملى تلقى شود، در دستور کار قرار گیرد. البته توجه به پیوند میان سیاست مالیاتى و دستگاه وصول مالیات در اصلاح نظام مالیاتى کشور از هر حیث، موضوعى مهم و قابل تأمل به شمار می آید.

-4 تدویننظامتشویقوتنبیهمتناسبباعملکردمؤدیان

برای کاهش فرار مالیاتی در سیستم مالیاتی کشور باید یک نظام مالیاتی بسیار ساده از نظر تشکیلات، قوانین و... طراحی شود، زیرا مطالعات متعدد نشان داده که تشکیلات اداری و پیچیده، فرار مالیاتی را گسترش می دهد. جرایم مالیاتی باید به نحوی باشد که زمینه های کاهش فرار را فراهم آورند و تصمیم قاطعانه درمورد جریمه و سختگیری در این رابطه نیز باید به طور جدی دنبال شود زیرا یکی از عوامل مؤثر در ارتکاب فرار مالیاتی، یادگیری از رفتار دیگران است. در همین رابطه اگر به نحوی عمل شود که مجرمان بزرگ به سزای عمل خود رسیده و معرفی شوند، می توان امیدوار بود که دیگران کمتر مرتکب عمل غیرقانونی شوند. ضمن آنکه اهتمام سازمان مالیاتی و قضایی کشور در این رابطه بسیار ضروری است.

-5 آموزشکارکنانسازمانامورمالیاتی

اغلب مقررات مالیاتی دارای ابهاماتی هستند که توسط ماموران مالیاتی تفسیر می شوند و درک جامع مدیریتی و جمعی از آنها وجود ندارد . بعضی مدیران به منظور افزایش یا حفظ قدرت خویش، معمولا اطلاعات را حفظ می کنند، این امر ممکن است مانع رسیدن پیام ها به تمامی کارکنان شود.

معمولاً عملکرد کارکنان از طریق آموزش، تحت کنترل مدیریت قرار نمی گیرد همچنین عملکرد خوب کارکنان همیشه مشمول ارتقا و پرداخت های بهتر نمی شو د .

-6 برگزاریکارگاه هایآموزشیوتبادلاطلاعات

تاسیس و تشکیل انجمن ها، مجامع حرفه ای و تخصصی در هر کشوری یکی از نشانه های پیشرفت است. اطلاعات مفید دارای چهار ویژگی بهنگام بودن، کیفیت، کامل بودن و مربوط بودن است. شواهد موجود نشان می دهد که درآمد بالا- در سطح کشور یا حتی در سطح خانوارها- با آموزش بهتر همراه است. امروزه می دانیم که برای درآمد بالا داشتن، آموزش بیشتر لازم است. یعنی سازمان های دارای افراد سالم و آموزش دیده، معمولا کارایی بیشتری دارند و قادرند برای دستیابی به اهداف بالاتر سرمایه گذاری کنند. سازمان هایى که دانش خود را مدیریت کرده، سطح بالایى از بهره ورى را به دست می آورند. سازمان ها با داشتن دسترسى بیشتر به دانش کارکنان خود، تصمیم هاى بهترى اتخاذ می کنند، فرآیندهاى خود را شکل می دهند، تکرار کارها را کم می کنند، نوآورى را افزایش می دهند و به یکپارچگى و همکارى بالایى دست می یابند. به عبارت دیگر، در بخش دولتى اعمال مدیریت دانش می تواند هزینه انجام کارها را کاهش دهد و خدمات به ارباب رجوع را اعتلا بخشد .

به طورکلی تبادل اطلاعات درون سازمانی و برون سازمانی خود باعث بهره وری سازمان است .

-7 استقرارنظامتشویقیبرایپیشگاماننظامجدید

تحولات و دگرگونی نظام اجتماعی  اقتصادی عصر حاضر ریشه در پیشرفت و تغییرات به وجود آمده در علم و تکنولوژی دارد. از این رو تضمین حیات و بقای سازمان ها نیازمند نوآوری، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید است، چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکت های نو این امر را محقق سازند. کارکنان توانمند قادرند راه حل های مناسب برای مشکلات سازمان پیدا کنند.

همچنین در محیط کاملاً رقابتی امروز مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان خود ندارند و باید بخش عمد های از وظایف روزمره را به عهده آنها بگذارند و این میسر نمی شود مگر با استقرار نظام تشویقی برای کارکنان کارآفرین.

-8 سادهکردهروشهایاخذمالیاتوحذفروشهایزاید

با توجه به اینکه همه ساله مقررات و متمم های متعددی به قانون مالیات اضافه می شود، دولت هرچند سال یک بار مجبور است دست به اقدام های اصلاحی زده و نظام مالیاتی را با توجه به شرایط جدید ساده تر و معقول تر کند. در عین حال عدالت اجتماعى هم در همه کشورها از اهمیت اساسى برخوردار است، در کشورهاى پیشرفته عدالت اجتماعى از طریق منابع مالیاتى تحقق می یابد .

-9 کاهشزمانوهزینهوصولمالیاتازمرحلهتشخیص

مالیات باید در مناسب ترین موضع و برحسب مساعدترین شرایط از مؤدیان وصول شده و برای آنان و نیز دولت حداقل ناراحتی و مزاحمت را در پی داشته باشد. به طور مثال مالیات بر درآمد در زمانی مطالبه شود که مالیات دهنده دسترسی به آن درآمد را داشته باشد نه در زمانی که یا آن درآمد هنوز به دست مالیات دهنده نرسیده یا به طور کل خرج شده است. همچنین مخارج وصول به حداقل تقلیل داده شود و به هرحال مخارج وصول فقط جزئی از مبلغ وصول مالیات باشد. به این معنا که طریقه وصول طوری تنظیم شده باشد که تفاوت بین اصل مالیات پرداختی توسط مالیات دهنده و آنچه پس از کسر هزینه های

مربوط تحویل خزانه دولت می شود، حداقل باشد. به عبارت دیگر مالیات باید طوری وصول شود که هزینه وصول آن نسبت ناچیزی از اصل مالیات باشد. یکی از علل مهمی که در ازدیاد هزینه وصول موثر است، وجود افرادی است که به منظور وصول مالیات در یک سازمان انجام وظیفه می کنند و بخش اعظم وصولی مالیات صرف پرداخت حقوق و مستمری آنها می شود .

/ 0 نظر / 83 بازدید